4 آدمخوار در بيمارستان
انگشت بريده انسان در معده يك بيمار،
از راز آدمخواري چهار آسيايي در قطر پرده برداشت
دوستان سلام
بلاخره تونستم اپ كنم
دلم واسه همتون تنگ شده بود ممنون از نظراي خوشگلتون بازم منو شرمنده ي خودتون
كردين
براتون چن تا مطلب جلب اوردم ايشالله كه خوشتون بياد
راستي
با روزه ها چيكار ميكنيد ؟سعي كنيد باهاشون كنار بياد خب معلومه كه الانم روزه اييد اره ؟خدا
قبول كنه اما خودمونيما يه وقتايي ادم از يه جاهاي سر در مياره كه انگار ماه رو با روزهاش
قورت دادن انگار نه انگار كه رمضونه خب ما كه مسول اونا نيستيم هر كي خودش صلاح
خودشو بهتر ميدونه مام براشون دعا ميكنيم
بريم سر مطلبمون
.
/JH'1 FHJ3J
ديوار نويسي
/JH'1 FHJ3J
دیوار نویسی دانشگاهی
:!!!!!!!!!!
امروز چقدر ناز شدی تو!
خدایا چرا روستای ما اینقدر کوچک است
من مسؤلیت ترور آشپز سلف رو به عهده می گیرم
جناب آقای استاد فلانی! روای
[...]
مرده شور هر چی بچه سوسول یاسوج را ببرد!!!!!!
چرا نمی فهمی دوست دارم الاغ
!!
هر کس این دیوار نوشته را بخواند خر است!
خدایا پوسیدم تو این خوابگاه
!کنه آرگاس به صورت .....تولید مثل می کند
!
دیوار نویسی پادگانی:
- جناب سرهنگ !به مادر محترم سلام مرا برسان- چون می گذرد غمی نیست
- یادگاری از رجبعلی دست بیل اعزامی از قربیل آباد خپل
- ژیلا خواهش می کنم برای من صبر کن!(هوووووو)
- این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
- این آش چه زیباست ولی آش ننم نیست!!!
- اگه اضافه خدمت نخورده بودم شش ماه پیش ترخیص شده بودم
- وقتی گلنگدن عشقم را کشیدم و به سمت تو شلیک کردم- جا خالی دادی !خیلی نامردی!!!
- چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست؟؟
- خدایا کف کردیم از بی سیگاری!!
- اینجا جایی است که خر وارد می شوی و آدم از آن بیرون می روی!
- می خواهم فرار کنم ولی جرأتش را ندارم.
- لعنت به برجک نگهباني.
پاسبخش خ... ترین موجود روی زمین است!
- تف به اين زندگي!!
حالا
دیوار نویسی مدرسه دخترانه
:
!!!
دارم عاشق می شم عاشقمادر!پدر!چرا نمی فهمید من بزرگ شده ام( تو رو خدا ، جون من ...ديگه)
اخرشهTel:-۰۹۱۷۷۴۱۸۴۴۹
برادر نگاهت را...
فرامرز آخه تو کی حبست تموم می شه؟
چرا باید تو مدرسه دختروونه حجاب داشته باشیم؟(واسه ی آبدارچی)
اخه چرا بايد درس بخونيم؟؟؟؟؟
لعنت بر درس شيمي
مردشور هر چي دبير بد اخلاقو ببره
)
-الهی برادر بزرگم بره زیر تریلی 18چرخ(آمیییییییییییییین)
واما
علت دانشگاه رفتن دختر ها و پسرها( البته استثناهاييم داره كه مد
نظر ما اونا نيستن)
اگه از پسرهاي پشت كنكور بپرسيم واسه چي ميخوان برن دانشگاه جواب حقيقي نود درصد اونا
اين خواهد بود:
دختربازيبخونه
ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد
سري به يكي ازخونه هاي دانشجويي پسرا ميزنيم.
سه دختر ساعت دوازده شب:
يكشون كه دنيارواب ببره اونو خواب برده ازبيستو چار ساعت روز بيس ساعتشو خوابه
يكيشونم كه قوربونش برم مخابراتو خر كيف كرده باز داره با اون صاب مرده دل ميده و قلوه پس
ميگره
حالا اون يكيشون
كه اگه شما ديدينش سلام مارم بش برسونينمعلوم نيس دم به ساعت كجا غيبش ميزنه هر ديقه يكي مياد دنبالش اگرم ازش بپرسي يارو كي
بوده ميگه فاميلمون بود
بابا شما چرا انقد فكرتون خرابه
.
.
يه پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدنن. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج دختره رو
خر میکنه و شروع
میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي درست تو همون كافي شاپ به طور كاملا اتفاقي هركدوم اون يكيو با دوس جديدش ميبينه بعد ازچن روزي
از هم جدا ميشن
نه كك اين ميگزه نه كك اون
حالا بريم يه سريم به داخل دانشگاه بزنيم:
سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستن و با تلاش زياد طوريكه نه
دختره و استاد و نه بقيه دانشجوها بفهمند دارند با گچ پشت دختره مي نويسن (من خرهستم)
دانشجوي همسايه ميبرن كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر ميكنن كه اينا ديگه آدم شدن و با
تعارف سوپ رو ميگيرنن. غافل از اينكه پسرها...
حقيقت اصلي دانشگاه اينه!!!
نظر تو چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با من موافقي يا ....
نظر يادتون نره
باي
علت دورغ گفتن مردها !
روزی ، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد توی رودخونه وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید : چرا گریه می کنی ؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده ، فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت . « آیا این تبر توست ؟ هیزم شکن جواب داد : نه فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست ؟ دوباره ، هیزم شکن جواب داد : نه فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبرتوست ؟ جواب داد : آره . فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد . یه روز وقتی داشت بازنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب ( ههههههه هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی ؟ او فرشته ، زنم افتاده توی آب فرشته رفت زیر آب و با جنیفرلوپز برگشت و پرسید : زنت اینه ؟ آره هیزم شکن فریاد زده فرشته عصبانی شد . تو تقلب کردی ، این نامردیه هیزم شکن جواب داد : آره ، فرشته من منو ببخش ، سوء تفاهم شده . میدونی اگه به جنیفرلوپز نه می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی .و باز هم اگه به کاترین زتاجونز نه میگفتم تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته ، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم و به همین دلیل این بار گفتم آره .
اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما آن را باندپيچي کردهايد، هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد: موقع تکان دادن پيانوي بابام، پام مونده زيرش!
اگر صورت شما بر اثر جوشکاري، زير آفتاب سوخته بايد بگوييد: از اسکي آخر هفته نميتونم بگذرم!
اگر به خاطر تکچرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خوردهايد در جواب بايد بگوييد: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم!
اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پيازداغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد: ديشب با قهوه جوش اينجوري شد!
اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد: به سيم گيتارم گير کرده!
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد: چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد!
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني، مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: خواهرم از هلند، شکلات زيادي آورده!
اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد: الکي ميگن زانتيا ايربگ داره!
اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد: حواسم نبود ميله شومينه زيادي داغ شد!
اگر موها و ابروهاي شما در چهارشنبهسوري سوخت جواب دهيد: بچه همسايه را از ميان شعلههاي آتش بيرون کشيدم !
نكته كنكوري: راستي، شما اينقدر بي كلاس بوديد كه اين مطلب را تا آخر خونديد؟)
خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!•
خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!
خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!
خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!
خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!
خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!
خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!
خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!
خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!
خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)
خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!
خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که دانشجویین!"
خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!
خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!
خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!
خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!
خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!
خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!
خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!
هر کس هنوز نفهمیده خر کیف یعنی چی بگه تا بازم توضیح بدم